قهرمان ميرزا عين السلطنه

3335

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

رقعهء حكومت رقعه ديگرى از حكومت بود به خط مبارك خودشان كه در امورات شما نهايت همراهى و اقدامات شده ، با حضرت والاى بزرگ و مركز مذاكرات مىشود انشاء اللّه شما را راحت كنيم . شما مالكيد و هستيد . آبادى ملك بسته به رعيت‌دارى است . مثل اين‌كه هيچ از آن كاغذ كه در بادشت رسيد و يكى ديگر ميرزا باقر اسعد الحكما فرستاد خبر ندارد . خيلى عجيب است . از قونسل جواب نرسيده كه حركت اردو مانع است ليكن شفاهى گفته است مشغول انجام كار هستيم و از اين به بعد بيشتر اقدامات مىشود . رفعت السلطان نوشته بود كار زياد دارم . سعيد نظام و جمعى مشغول هستند . رئيس عدليه را معزول كردند به حاكم چسبيده‌اند كه اين حاكم مستبد است و راست هم مىگويند . موثق ديوان هم گفته است به رفتن حاكم چيزى نمانده . نامه از ايتاليا دو پاكت هم از ايتاليا به اسم من آمده بود طهران و اينجا فرستاده‌اند . باز كردم گفتم شايد از آشنايان است ديدم فرانسه است هيچ نتوانستم ، مگر اول آن را كه نوشته بود كاغذ شما رسيد . بايد بفرستم قزوين يا طهران ترجمه كنند مال كى باشد . حالا اگر اين مكتوبات به‌عنوان لقب من بود مىگفتم شايد مال آن عين السلطنه باشد . اما خير « مون سنيورپرنس قهرمان ميرزا » نوشته ليكن من به كسى در ايتاليا نه در هيچ نقطه فرنگ كاغذ ننوشته‌ام ، يعنى كاغذنويسى الموت فرصت نمىدهد . به هرجهت يا سهوى در اسم شده يا يك قهرمان ميرزاى ديگرى مثل عين السلطنه روى كار آمده . احتمال دارد از پسرهاى ظل السلطان باشد . اين كاغذها طهران رفته و پست‌چى روى پاكت نوشته اين قهرمان ميرزا شاهزاده عين السلطنه است كه در الموت قزوين هستند . و پست به قزوين آورده و روانه نموده‌اند . نوروزىخوان يك روزنامهء « ايران نو » هم شيخ ابراهيم فرستاده بود ( صداى نوروزىخوانهاى اينجا بلند شد معلوم شد بچه‌هاى كوشك دشت هستند . ما هرشب بايد پنج شش هزار انعام بدهيم . اما من به همان اشعار مهمل آنها قناعت نكرده از تصنيفات گيلك بايد بخوانند ، اينها از رباعيات امير هم بلد بودند و مشغول هستند . شاعر خوبى بوده . )